تبليغاتX

در برابر خدا

 

دنبال یه بهونه برای یادی دوباره...!

...

برخیز...چشم دل بازکن 

 رها باش.. رها باش..

بخوان ...یا مقلب القلوب و الابصار....

که نفس های شب ..نه به ماه...نه به سال..نه به روز...نه به شب..

که به همین ثانیه ها بند است...

....

 عیده ...تو حسش کردی؟

من بوی عیدو حس نکردم...

اما یکی گفته...که دلا باید سبز باشه...

دل من سبزه...

از حظورت...

لبریزم از تو...

تو یادم دادی تا لبریز بشم از عشقت...

اوج بگیرم...

...

فقط اومدم تا بگم...

عیدت مبارک..

....

نیومدنی نیست..

خداحافظی؟!!!

...

شاید تا عید دیگه...!

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 1:38  توسط ریحانه  |